سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

320

طب در دوره صفويه ( فارسى )

« عبد » وجود داشته باشد زيرا معتقد بودند خداوند گفته است كه او دو اسم را خيلى دوست دارد : عبد إله و عبد الرحمن . برطبق نظريهء ابن الاخوه ، ختنه نيز مىبايست در همان روز انجام مىگرفت ولى اضافه مىكند كه در غير اين صورت چون يهودىها در روز هشتم بچه خود را ختنه مىكنند پس بهتر است كه انجام اين كار را آن‌قدر عقب بيندازند تا كودك براى تحمل عمل به قدر كفايت قدرتمند بشود . به طور كلى در دورهء صفويه ختنه پسرها قبل از رسيدن به سن بلوغ به تعويق انداخته مىشد . نحوهء انجام عمل را نيز در بخش جراحى شرح داده‌ام . جالب است اين نكته در نظر گرفته شود كه احكام مربوط به ختنه كه اينك يك عمل اجبارى است در قرآن مجيد مندرج نمىباشد و در هيچ كجا قيد نگرديده است كه خود پيامبر ختنه شده باشد . البته بايد اين نكته را نيز يادآورى كنيم كه برطبق برخى از روايات پيغمبر اسلام ختنه‌شده تولد يافته بودند ، كما اين كه مشابه همين روايات دربارهء هفده نفر از پيامبران ديگر نيز نقل گرديده است و بعيد نيست كه اين همان حالتى باشد كه در طب مدرن Hypospidias ناميده مىشود . يك روز ديگر نيز وجود داشت كه در آن براى مادر و كودك هر دو مراسمى اجرا مىگرديد و آن چهلمين روز زايمان بود و چله ناميده مىشد . اين روز در زمان صفويه از اهميت خاصى برخوردار بود . در اين روز مادر و كودك به حمام مىرفتند و پس از آن مادر دوباره زندگى عادى خود را از سر مىگرفت . برطبق دستور قرآن كريم كه مىفرمايد « مادرى كه بخواهد كودك خود را كامل شير بدهد بايد تا دو سالگى او را شير بدهد « 4 » به كودك تا دو سالگى شير داده مىشد . بهاء الدوله اظهار عقيده كرده است كه دادن شير به مدتى كمتر از 18 ماه و يا بيشتر از 24 ماه زيان‌آور است و بچه بايد به تدريج از شير گرفته شود به اين ترتيب كه ابتداء بايد غذاى او را با شير آميخت و به وى چربى قلوه‌گاه بز همراه با تخم‌مرغ نيم‌بند و مغز كلم با تخم خرفه كه جبران كم شدن مايعات را در غذاى كودك مىكنند داد بچه را بايد در بهار يا پائيز از شير گرفت زيرا از شير گرفتن در تابستان ممكن است منجر به ابتلاى او به قى و اسهال و از شير گرفتنش در زمستان موجب ابتلاى او به سؤ هاضمه ناشى از سرما بشود . اگر بچه به ادامهء شير خوردن از پستان علاقه شديد نشان مىداد و گرفتن او از شير به سادگى امكانپذير نمىشد ، بايد كارى كرده مىشد تا اين علاقه از بين برود . بهاء الدوله پيشنهاد مىكند كه پستان مادر بايد سياه‌رنگ بشود تا موجب ترس كودك بگردد و يا آن كه قدرى فلفل به آن ماليده بشود تا موجب زده شدن طفل از پستان بشود . وقتى مادر يا دايه مىخواست شير خود را خشك كند مرهمى از گل گندم و گل لوبيا كه با عرق گل سرخ آميخته شده بود به پستان خود مىماليد ، او هم‌چنين مىتوانست با خوردن پاچهء گوسفند و زيرهء سبز و آويشن شير خود را خشك كند .

--> ( 4 ) - وَ الْوالِداتُ يُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كامِلَيْنِ لِمَنْ أَرادَ أَنْ يُتِمَّ الرَّضاعَةَ .